هیچکدام از چیزهایی که در این لیست آوردهام، به تنهایی تاثیرگذار نبودهاند. اگر قرار بود قاعدهی بازی را عوض کنم، قطعاً پسوند "ترین" را حذف میکردم. تمام چیزهایی که میخوانید، اولینهایی هستند که در شرایط روحی و زمانی ِ خاص ِ این روزها به ذهنم رسیدند. ممنون از دوست نادیدهام مریم افتخاری عزیز که مرا به این بازی دعوت کرد.
تاثیرگذارترین معلم دوران دانشآموزی: سال اول دبیرستان در مدرسهی ایرانیهای لبنان، یک معلم ادبیات داشتم به اسم آقای عبدالرضا بردبار. به جرات میتوانم بگویم کاشف ذوق ادبی من بود. هنوز هم هفتهای یکبار یادش میافتم. امیدوارم هنوز اینجا را بخواند...
تاثیرگذارترین روزها در پنجسال اخیر: بدون هیچ توضیح، بیستودوم و بیستوسوم خردادماه سال ۸۵.
تاثیرگذارترین فضاهای منفی: فضای مسموم و بیمار وبلاگستان و مشتقاتش و صد البته دانشگاه سوره.
تاثیرگذارترین فضاهای مثبت: فضای کلاس نقد ادبی که ترم پیش در دانشگاه گذراندم، جو خوابگاه دانشگاه تربیت مدرس کرج، همهچیز ِ باشگاه سنگنوردی امجدیه و فضایی که امسال، تمام عید را در آن گذراندم.
تاثیرگذارترین کتاب: جامعهشناسی خودمانی نوشتهی حسن نراقی؛ چون بدون هیچ تعارفی به من فهماند که عجب ملت بیخودی هستیم!
تاثیرگذارترین دوران زندگی تا الان: گذراندن تمام دوران بلوغ و نوجوانی در آزادی ِ مطلق خارج از ایران که هرچه بدبختی این روزها میکشم از تجربهی زندگی در آن فضاست.
امیدوارم میترا خلعتبری، بیتا و بهنام ِ کافهتیتر، ریتا اصغرپور و حامد حبیبی اگر تا بهحال در اینباره ننوشتهاند، دعوتم را بپذیرند.
پینوشت:
ندیده بودم، و نمیدانستم که خانم صابری عزیزم هم مرا به این بازی دعوت کرده بودند. ممنون و شرمندهام به خدا...